Houshang   KORDESTANI

هوشنگ کردستانی               جبهه ملی متعلق به همه ایرانیان است

مطلب_روز دی ماه ۱۳۳۰؛ انتشار اوراق قرضه ملی دکتر مصدق؛

مطلب_روز دی ماه ۱۳۳۰؛ انتشار اوراق قرضه ملی دکتر مصدق؛ جنجال و تحریم توده ای ها،

بی اعتنایی ثروتمندان و اشراف، پشتیبانی قشر متوسط و تهی دستان

روز اول دی ۱۳۳۰ اوراق قرضه ملی بر اساس قانون مصوب شهریور ۱۳۳۰ ، در سراسر ایران انتشار یافت. دکتر مصدق طی یک پیام رادیویی گفت «اکنون ملت ایران مراحل نهای جهاد تاریخی خود را به پایان می رساند، و با شرکت در خرید اوراق قرضه ملی، آخرین فداکاری را برای حصول به مقصود خویش ظاهر می سازد.» اما حزب توده و نشریات وابسته به آن، از همان روزهای نخست به تخطئه این اقدام دولت پرداختند. روزنامه به سوی آینده، وابسته به حزب توده، در شماره هشتم دی خود نوشت که انتشار اوراق قرضه «اقدامی عوام فریبانه و صرفا به منظور فقیر نشان دادن موجودی خزانه بوده است تا بدین وسیله دریافت وام از امریکا و قبول پیشنهادات اسارت آور آن را لازم و ضروری بشناسند و از این راه بر تلاش های خود در جهت نفع امپریالیسم امریکا، پرده بکشند.» آن اوراق قرضه که هر برگ آن یکصد ریال قیمت داشت به رغم تحریم حزب توده مورد استقبال گسترده طبقات متوسط قرارگرفت ولی در سطح بالای جامعه اعتنای زیادی به آن نشد. دکترمصدق خود دو هزار و پانصد برگه خرید و حاج حسن شمشیری، مدیر چلوکبابی شمشیری، از طرفداران وفادار دکترمصدق، بالاترین رقم قرضه ملی را به تعداد بیست هزار برگه و به قیمت دومیلیون ریال خریداری کرد.
پس از پیام دکتر مصدق طولی نکشید که در پشت شعبات و باجه های بانک ملی ایران، صف های طویل از مردان و زنانی تشکیل شد که برای خرید این اوراق ساعت ها صرف وقت و درنگ می کردند، مساله خیلی جالب این بود که اکثریت خریداران را مردان و زنان خرده پا و پیشه وران جزء، کارمندان دولت، بازاریان، کارگران و حتی زنهای رختشوی تشکیل می دادند. از چهره های جالبی که به خرید اوراق قرضه پرداخت، پیرمرد یا درویش کوه آشیانی بود، بنام«بابا کوهی» مقیم شیراز، او وقتی شنید دکتر مصدق دست استقراض به سوی مردم دراز کرده است، از فراز کوه بزیر آمد و تمام ثروت و دارایی خویش را که فقط دویست ریال بود به نزدیک ترین شعبه بانک ملی سپرد و دو برگ قرضه ملی دریافت نمود. این رویداد در شهر شیراز هیجان و شادی فوق العاده ای برانگیخت و به موازات این استقبال و شور و هیجان، صدها نفر پیاده و یا سوار بر اسب از روستاها به تهران آمده، به بانک ها مراجعه کرده و اوراق قرضه ملی خریدارای نمودند.
فولاد قلب، مصطفی اسلامیه، ص ۲۶۸-۲۶۹
با مصدق و دکتر فاطمی، ناصر نجمی، نشر معاصر ۱۳۶۸، ص ۹۰

جبهه ملی امید ملت